تبليغاتX
علی آقا - فرياد الله‌ اکبر
یادمان بسیجی شهید"علی محمودوند"

در عمليات والفجر مقدماتي عراق تعدادي از تيپ‌هاي کماندويي اردني و سوداني را به منطقه آورد، بعد از محاصره شدن ما در منطقه آتشبارهاي سنگين و نيمه‌سنگين عراق (گراي) کانال ما را گرفتند چند ساعت متوالي بچه‌ها زير باران آتش خمپاره، کاتيوشا،‌ رگبار و توپ بودند، عوامل جنگي عراق نيز با بلندگو به ما فحش مي‌دادند و مي‌گفتند:«راه فرار نداريد». وضع خيلي بد بود، بچه‌ها توي خاک به دنبال چهار تا فشنگ مي‌گشتند، يک هفته مقاومت کرديم، مختصر آب و کمپوت باقي مانده جيره‌بندي شد، گرسنگي و تشنگي بيداد مي‌کرد،‌ اما با اين وجود صداي بلندگوي دشمن که بلند مي‌شد، بچه‌ها با تمام وجود فرياد مي‌زدند:«الله‌اکبر»، علي مي‌گفت:«من تا زنده‌ام، صداي در هم پيچيده دعوت به تسليم بلندگوهاي دشمن و تکبيرهايي را که از لب‌هاي قاچ‌قاچ شده نيروها بيرون مي‌آمد،‌ فراموش نمي‌کنم».

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 14:15  توسط محسن رنگین کمان  |